Oversættelse af "formue" til persisk sprog:


  Ordbog Dansk-Persisk

Formue - oversættelse :

  Eksempler (Eksterne kilder, ikke gennemgået)

De koster en formue!
کلي بابت اينا پول ميدن
Jeg tjente en formue.
يادته چي بهت گفتم
Tjener du en formue?
چه خبر ها برندا
Vi tjente en formue.
ثروت خوبي به دست آمد براي پدرت هم همينطور
Min kæmpe, kæmpe, formue.
مي گردم که ميراثم رو وقتي از دنيا رفتم بهش بسپارم ثروت خيلي خيلي خيلي عظيمم رو
Opgaven gav en formue.
مايکل آنجلو به کار احتياج داشت چونکه اون کار پول بيشتري از اونچه که تا حالا تو زندگيش داشته ، براش داشت
Han elsker din formue.
اون داراييت رو دوست داره.
Jeg tabte en formue.
من کرپس بازي گردم. همه پولمو باختم
Fald ned på en formue
شانس آوردن
Det er en formue værd!
ـ چي ـ با ارزشن!
Det må koste en formue.
خيلي خرجش ميشه.
Man kunne tjene en formue.
ميتوني خوش اقبال باشي
Den her giver en formue.
بيا... اين هم يه شانس براي تو
Du tjener vel en formue.
شرط ميبيندم از اون شرکت پول خيلي زيادي درآوردي
Deres har kostet en formue.
مال اونا رو هم بتونم تشخيص بدم حتما کلي براشون خرج برداشته
Det koster mig en formue.
خيلي داره برام گرون تموم ميشه
Jeg mister sgu en formue.
اونجا دارم يک شانس لعنتي رو از دست ميدم
Bøjlerne har kostet en formue.
دو سال تموم پول خرج ارتودنسی دندون هات کردم
Og I finder en formue.
،شما به بختی خواهید رسید
Du kan spare en formue.
يکي براي خودت پيدا کن
De tror, jeg har en formue.
اونا فکر مي کنند خزانه جنوبي ها رو من خالي کردم.
De kunne give mig en formue.
اگه من اون اوراق رو داشتم پول خوبي ازشون در مي آوردم
Han tjente en formue på dem.
ازاونهاپولدزديدهبودن . خوبه .
De bomber er en formue værd.
دوتا سلاح هسته اي ارزش خيلي زيادي دارن
Arving til en jernbane formue, måske.
شايد هم فكر كرده بودند كه اون وارث يك ثروت كلان و بادآورده ست
Der er en mindre formue derinde.
ببين يه ثروت کوچولويي اونجا خوابيده ميتوني توهم ازش بهره ببري
En brokoperation koster nok en formue...
و اين يعني داره خودش ، خود به خود ، خوب ميشه . ببين ، من اين پولو بهت قرض ميدم
Men de går efter din formue.
همشون تا وقتي زيبان كه بتونن به پولات مثل گرگا چنگ بندازن
Det er resten af vores formue.
اين آخرين گنج ما است
Jeg sætter en formue på spil.
من دارم تمام پولم رو سرمايه گذاري ميکنم
Ray, du koster mig en formue!
اون کارو نکن , مرد
Selvfølgelig gav... min formue mig betydelig indflydelse.
البته... داريي من اعتبار دو چنداني ... رو برام مياره.
Tjente sin formue på oIie og gas.
يه تازه بدوران رسيده كه ثروت زيادي از نفت و گاز بدست آورده
Det vil koste en formue at ordne.
کي فکرش رو ميکرد که يه شرکت اتمي انقدر ساختمون خرابه اي داشته باشه
Det koster en formue at varme op.
گرم کردن اينجا کلي خرج داره

 

Relaterede søgninger: Indkomst Og Formue Priser - Indkomst Og Formue Log På Hjælp - Tjent En Formue - Hele Sin Formue - Kostet En Formue - Til En Formue - Må Være En Formue Værd - Kunne Tjene En Formue - Have Tjent En Formue - Har Brugt En Formue -