Oversættelse af "bravo" til persisk sprog:


  Ordbog Dansk-Persisk

Bravo - oversættelse :

  Eksempler (Eksterne kilder, ikke gennemgået)

Bravo.
آفرين!
Bravo.
احسنت!
Bravo!
زياد نيست ، اما براي شروع خوبه دمت گرم
Bravo.
عالیه
Bravo!
آفرين !
Bravo.
آفرين. دوباره به جرگه آدمكشا خوش اومدي
Bravo.
عاليه
Bravo!
دقيقا ، آفرين
Bravo.
آفرين
Bravo...
آفرين
Bravo!
اوه، عالي شد
Bravo.
براوو.
Bravo.
درست فهميدي
Bravo.
خيلي خوب
Bravo!
براوو
Bravo.
کار خوبي کردي
Bravo!
باریکلا ، باریکلا ، باریکلا
Bravo.
براوو .
Bravo, Sebastian.
سباستين خوب مي دونه كدوم رو انتخاب كنه
Beredskab Bravo .
هي ، آره ، آره هريسون ، ميرز ، گودل بريد بيرون
Bravo, Martin!
احسنت مارتين.
Bravo, Lisa.
. اوه، اين خيلي خوبه ليسا.
Bravo, Hal.
عاليه ، هال
Bravo, Lonnie.
خوبه، لاني .
Bravo, Grimnøgenfyr!
دمت گرم مرد لخت زشت !
Bravo, Phil!
گلدبرگ ، اي ديــوونــه!
Bravo, Bullseye.
کار خوبي بود، بولساي.
Bravo. Kom.
خوب بود .
Bravo, sir. Fremragende!
آفرين،قربان،عاليبود !
Bravo, Don Corleone!
آفرين ، آقاي کورلئونه
Bravo, Dick Tracy.
اون علامت فرستاده تا دختره فرار کنه.
Bravo! sagde han.
من برده تو هستم و اون ميگه
Modtaget, Bravo Fører.
شنيدم ، فرماده براوو
Bravo, Meg. Godt.
همين الان ميرم دفتر وکيلم . و اين ازدواج رو باطل ميکنم
Bravo, Mr. Arrow!
سیلور

 

Relaterede søgninger: Bravo Kommentarerne Til Dette Brev Er Under Udarbejdelse -